عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
518
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
و مانند آن ، وى را درين بيمارى رخصت هست كه آب بگذارد ، و تيمّم كند ، بدليل خبر جابر عبد اللَّه ، گفتا : در سفرى بوديم و يكى را از رفقاء ما سر بشكستند ، و او را احتلام رسيد . از ياران خود پرسيد كه مرا هيچ رخصتى بود آب بگذاشتن و تيمّم كردن ؟ ايشان گفتند : ترا هيچ رخصت ندانيم در تيمّم با قدرت آب . آن گه غسل كرد ، و فرمان يافت . رسول خدا را از آن خبر كردند ، گفت : « قتلوه قتلهم اللَّه ، ألا سألوا اذا لم يعلموا ؟ فانّما شفاء العىّ السّؤال ، انّما كان يكفيه أن يتيمّم ، و يعصب على جرحه خرقة ، ثم يمسح عليها ، و يغسل سائر جسده » . أَوْ عَلى سَفَرٍ - يا در سفرى باشد ، اگر دراز بود آن سفر يا كوتاه ، چون آب نيابد ، يا افزونى از آب خوردنى نيابد ، و وقت نماز درآيد ، تيمّم كند . امّا اگر عذر بيمارى و سفر نبود ، و آب نيابد بمذهب شافعى ( رض ) آنست كه تيمّم كند ، و نماز كند ، پس چون به آب در رسد آن نماز قضا كند . و مالك و اوزاعى و ابو يوسف ميگويند بتيمّم نماز كند ، و بر وى قضاء نماز نبود . ابو حنيفه گفت : نه تيمّم كند و نه نماز ، تا آن گه كه به آب در رسد و بوضو نماز كند . أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ - غائط گو است در زمين ، و اينجا كنايت از قضاء حاجت آدمى . و اين نام غائط از آن افتاد كه عرب را كنف « 1 » نبود در جدران ، در زمان اوّل بصحرا ميشدند ، و گوها ميجستند نشست را . أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ - بى الف اينجا و در سورة المائده قراءت حمزه و كسايى است ، از لمس يلمس ، و اين لمس هم بدست بود ، و هم بديگر جوارح . و بلفظ فعل از آنست كه فعل در باب مباشرت و مباضعت مضاف با مرد است ، و مثل اين در قرآن آمده است بر لفظ فعل ، چنان كه گفت : لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ ، لَمْ يَطْمِثْهُنَّ .
--> ( 1 ) - الكنيف : مستراح ، ج كنف .